حسن سيد اشرفى
406
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
378 - آيا در بحث مشتقّ به هنگامى كه دليلى بر اثبات يكى از دو قول صحيحى و اعمّى نبوده و شكّ داريم كه آيا مشتقّ براى اعمّ يا خصوص متلبّس به مبدأ وضع شده است چه اصولى براى تمسّك به آن جهت اثبات موضوع له مشتقّ بيان شده است ؟ ( سادسها . . . عند الشّكّ ) ج : مىفرمايد در رابطهء با اصول لفظى دو اصل مطرح شده است . الف : اصل اصالت عدم الخصوصيّة : يعنى اصل آن است كه واضع ، مشتقّات را براى خصوص ذات متلبّس به مبدأ وضع نكرده است . ب : اصل ترجيح اشتراك معنوى بر حقيقت و مجاز است : يعنى اصل آن است كه واضع ، مشتقّات را براى معناى اعمّ وضع كرده است . اما در خصوص اصل عملى ، يعنى وقتى كه به اين دو اصول لفظى هم نتوان تمسّك كرد به چه اصل عملى بايد رجوع كرد مىفرمايد : نمىتوان قاعدهء كلى ارائه نمود ، بلكه موارد مسئله مختلف بوده و در نتيجه ، اصل عملى هم در هر موردى با مورد ديگر مختلف مىباشد . 379 - اصل اصالت عدم ملاحظهء خصوصيّت چيست و براى اثبات كدام قول به هنگام شكّ در موضوع له مشتقّ به كار مىرود ؟ ( توضيح اصل از خارج ) ج : از آنجا كه واضع ، بايد به هنگام وضع ، هم لفظ و هم معنا را لحاظ كند . در صورتى كه دليلى بر اثبات قول به صحيح و يا اعمّى نداريم و شكّ در موضوع له داريم پس از فقد دليل ، گفته مىشود : شكّ داريم كه واضع به هنگام وضع مشتقّات آنها را با لحاظ خصوصيّت متلبّس به مبدأ بودن يعنى براى صحيح وضع كرده ، و يا لحاظ خصوصيّت متلبّس بودن به مبدأ را لحاظ نكرده بلكه معناى اعمّ را يعنى ذات متّصف به مبدأ را اعمّ از اينكه متلبّس به آن بوده و يا منقضى از مبدأ بوده را لحاظ كرده و لفظ مشتقّ را براى آن